عشق با ایثار

امید وارم مطالبم در دل های پاکتان بنشیند و با چشم های که برای کنار زدن تاریکی ها است به خوبی به آنها بنگرید

زندان گناه
نویسنده : اکبر اکبری - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠
 

در کوچه و پس کوچه های تار و تاریک زندان گناه شمع بدستانی می بینم که هیچ واهمه ای ندارند.بوسیله ی سلاح نور اهریمن ظلمت را قلع و قم می کنند به راه خود ادامه میدهند.بنده راه بجایی نبرده ام و اگر جسته و گریخته سعی و تلاشی داشته ام بعلل متعدد به بی راه رفته ام .

اکنون ای سبحان بی همتا،ای خدای جل وعلا:

باریکه دودی از دور نشانم ده تا شاید با توکل به تو از آن نوری بیابم و راه به جایی برم .گرچه اتاق چشمانم پرده خواب انداخته اند و چراغهایشان کم سو کرده شده اند.

خدایا:

با رشته های عشقت مرابه بند بکش و به قربانگاهت ببر و درآنجا باگلوله های اشکی که از خوفت جاریندگناهانم را تیر باران کن.

در میان باتلاق گناه قایق تقوا لازم است ،تاخیلی تند و تیز قبل از غرق شدن بگذری.

آفریدگارا:

قایق تند رو تقوایم ده تا مرا به ساحل باتلاق گناه برساند.

اقیانوس گسترده ای در پیش رو دارم،وسیله ای ندارم ازآن بگذرم ولی می خواهم به اقیانوس بزنم و خویشتن را طعمه ی نهنگان دریا و امواج پرتلاطم کتم.

خداوندا:

دعایم چون دعای حضرت یونس(ع)مستجاب فرما و مرا از این ظلمت کده رهایی ده.

                                                                          (آمین یا رب العالمین)