عشق با ایثار

امید وارم مطالبم در دل های پاکتان بنشیند و با چشم های که برای کنار زدن تاریکی ها است به خوبی به آنها بنگرید

مادر(1)
نویسنده : اکبر اکبری - ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ۱۳٩٠
 

مادر ای مهربان و نازنینم،ای زیر پایت جنت برین،ستون مهرت را از ورای کیلومترها راه می بینم.

مادر دل شکسته و تن رنجورم را با استشمام نسیم روح بخشی که از دریای محبتت می وزد تجدید بنا و توانا می کنم.

مادر دوست دارم با شانه ی مهرت موهای ژولیده بی مهری مرا شانه کنید.

مادر دوست دارم از زمزم عاطفه در عمق دلت عطش بی عاطفگیم را سیراب کنم.

مادر دوست دارم پاره ی جگر خوبی برایت باشم،و از گلستان ایام جوانیم بهترین لحظاتم را در کنارت باشم.

70/7/28

اهواز-کمپلو