عشق با ایثار

امید وارم مطالبم در دل های پاکتان بنشیند و با چشم های که برای کنار زدن تاریکی ها است به خوبی به آنها بنگرید

مناجات
نویسنده : اکبر اکبری - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ اسفند ۱۳٩٠
 
  

بگو بی من راحتی تا راحت بمیرم

 

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده

 آه شب و گریه سحر گاهم ده

در راه خود اول ز خودم بیخود کن 

بیخود چو شدم ز خود به خود راهم ده

الهی یکتایی، بی همتایی، قیوم و توانایی

 بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی

از عیب مصفایی، از شرک مبرایی

اصل هر دوایی، داروی دلهایی

به تو رسد ملک خدایی.

خدا ونداقسم بر اخترانت، به حق حرمت پیغمبرانت

به راز غنچه نشکفته در باغ،

به درد لاله ی بنشسته با داغ

به پاکی زلال چشمه ساران

به عمر کوته یک قطره باران

خداونداقسم بر پاک بازان،  بلند آوازگان و سر فرازان

مرا زین خودپرستیها رها کن،

چنان اندیشه ای بر من عطا کن

که تقدیری که از آن ناگزیرم

توانم جبر و قهرش را پذیرم

ویا عزمی چنان پیگیر بخشم

که نا تقدیر را تغییر بخشم

توانایی ده ای بانی تقدیر

که بشناسم به هم تقدیر و تدبیر.

الهی،

نام تو ما را جواز،  مهر تو ما را جهاز

شناخت تو ما را امان،  لطف تو مارا عیان

الهی الهی الهی

 ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی 

چه عزیز است آن کس که تو خواهی
چه عزیز است آن کس که تو خواهی

گفتم خدایا از همه دلگیرم/ گفت حتی من؟

گفتم خدایا دلم را ربودند/ گفت پیش از من؟

گفتم خدایا چقدر دوری/ گفت تو یا من؟

گفتم خدا یا تنهاترینم/ گفت پس من؟

گفتم خدایا کمک خواستم/ گفت از غیر من؟

گفتم خدایا دوستت دارم/ گفت بیش از من؟

گفتم خدایا اینقدر نگومن / گفت من تو ام تو من.