جمعه ها



جمعه ها از پس هم می گذرند و چشمها همچنان در انتظارند

در انتظار نوری که بیاید و همه ما را از این چشم انتظاری برهاند

دیگر عادت شده است جمعه ها را بشماریم و در انتظار بمانیم

در انتظار مردی که بیایید و همه را برهاند

برهاند از این همه تنهایی

از تنهایی همه انسانهایی که همه چیز دارند و هیچ چیز ندارند همه چیز در

کنارشان هست و باز هم تنهایند ......

چه زیبا می شد جمعه ای با ظهور منجی در شب مبعث رسول اکرم و باز هم

نشد...

و همچنان تنهایی و تنهایی و تنهایی

و چشمهایی در انتظار جمعه دیگر........

منبع:وبلاگ حسین منظوری امامزاده

/ 1 نظر / 9 بازدید
پویا

ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد .. جمعه ها طبع من احساس تغزل دارد ناخودآگاه به سمت تو تمایل دارد بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم مانده ام بی تو ، چرا باغچه ام گل دارد شاید این باغچه ده قرن به استقبالت فرش گسترده و در دست گلایل دارد تا به کی یکسره یکریز نباشی شب و روز ماه مخفی شدنش نیز تعادل دارد کودکی فال فروش است و به عشقت هر روز می خرم از پسرک هر چه تفال دارد یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد هیچ سنگی نشود سنگ صبورت ، تنها تکیه بر کعبه بزن ، کعبه تحمل دارد... سید حمید رضا برقعی[گل]