شعار بدون عمل

فردی بوده مه خیلی برای امام حسین (ع) و یارانش خیلی گریه وزاری میکرد و میگفت: ای کاش حسین جان در آن زمان بودم تا یاریت می کردم.از قضا شبی در خواب می بیند که در صحرای کربلاست وقتی نگاه می کند می بیند تمامی صحابه امام حسین(ع) شهید شدند تنها او با امام حسین(ع) مانده اند.آنگاه امام به او دستور می دهد برو جلو وبر علیه دشمن کارزار کن فرد ازشدت ترس و ناراحتی لکنت زبان می گیرد با ترس و لرز سوار اسب می شود تا به طرف دشمن حرکت کند،وقتی خواست حرکت کند امام اورا نظاره می کرد.ناگهان حضرت زینب(س) امام را صدا زد فرد یاحسین گوی عالم واقع در علم رویا از موقغیت استفاده می کند و پا به فرار می گذارد.

/ 1 نظر / 4 بازدید
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم